العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

77

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

62 - بصائر الدرجات - 28 - بسندش از امام ششم عليه السّلام كه در اين ميان كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم يك روز نشسته بود مردى بدرازى نخله خرما نزد او آمد و سلام كرد و پاسخش داد و فرمود مانند جن و سخنگوئى آنها است ، اى بنده خدا تو كيستى ؟ گفت : من هام پسر هيم بن لاقيس بن ابليسم پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : ميان تو و ابليس جز دو پدر نيست ، گفت : آرى يا رسول اللَّه فرمود : چند سال عمر كردى ؟ گفت به اندازه عمر دنيا جز اندكى ، من هنگام كشتن قابيل هابيل را پسرى بودم سخن فهم ، از عصمت باز ميداشتم و به اجسام گردش ميكردم و بقطع رحم فرمان ميدادم و خوراك را تباه ميكردم ، پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود : چه بد روشى است براى پيرى انديشمند و پسرى نوجوان . گفت : يا رسول اللَّه من توبه كردم ، فرمود : بدست كه توبه كردى ؟ گفت بدست نوح كه با او در كشتى بودم و از نفرينش بر قومش گله كردم تا گريست و مرا گرياند و گفت : از اين رو من بر آن كار پشيمانم و به خدا پناهم از اينكه از نادانها باشم . وانگه با هود بودم در مسجد بهمراه آنان كه مؤمن بودند و او را هم بر نفرين بقومش سرزنش كردم تا گريست و مرا گرياند و گفت . از اين رو من از پشيمانانم و به خدا پناهم از اينكه از نادانها باشم ، و من بهمراه ابراهيم بودم كه قومش به دو نيرنگ زدند و او را در آتش افكندند و خدا آتش را بر او سرد و سلامت ساخت ، سپس با يوسف بودم كه برادرانش بر او حسد بردند و او را بچاه انداختند و من پيشى گرفتم بر او و او را به نرمى بر تك چاه رساندم ، وانگه با او در زندان بودم و او را آرام ميكردم تا خدايش از آن برآورد . وانگه با موسى عليه السّلام بودم و يك سفر از تورات به من آموخت و گفت : اگر عيسى را دريافتى سلام مرا به او برسان و به دو برخوردم و سلامش رساندم و يك سفر از انجيل به من آموخت و گفت اگر محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلم را دريافتى سلام مرا به او برسان ، و عيسى يا رسول اللَّه تو را سلام مىرساند . پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود بر عيسى روح و كلمه خدا و همه پيغمبران خدا و رسولانش تا آسمانها و زمين باشند سلام بر تو اى هام كه سلام را رساندى بگو چه حاجت دارى ؟